على محمدى خراسانى
395
شرح كفاية الأصول (فارسى)
فصل ششم ادلهء جواز تقليد پنج فصل قبل دربارهء اجتهاد بود و سه فصل باقيمانده پيرامون تقليد است . در فصل اوّل معناى لغوى و اصطلاحى تقليد و دلايل جواز تقليد مورد بحث و بررسى قرار مىگيرد . امّا معناى لغوى دو معنا در كلمات اهل لغت آمده است . 1 - معناى مشهور و معروف تقليد عبارتست از « جعل القلادة فى العنق » « 1 » يعنى گردنبند يا زنجير يا رشته را به گردن آويختن خواه خود شخص گردنبند را به گردن آويزد ، مثل قلّدت المرأة تقليدا اى جعلت القلادة فى عنقها « 2 » ؛ يعنى فلان خانم گردنبند را به گردن آويخت . و خواه شخصى قلاده را به گردن حيوانى بيندازد مثل تقليد هدى در حج قران حاجى قربانى حج را از ميقات با خود همراه مىبرد و نعلهاى خود را كه در آن نماز خوانده به گردن شتر مىاندازد و اين نامش تقليد هدى است اى جعل القلادة فى عنقه ، يا در جملهء معروف از رسول خدا ( ص ) مىخوانيم : قلّدوا الخيول و لا تقلّدوها الاوتار ؛ « 3 » يعنى اسبهايتان را براى جنگ با دشمنان خدا تقليد كنيد ! يعنى زين كنيد و افسار و دهنه به گردن آنها بيندازيد نه براى خونخواهيهاى جاهلى . و خواه شخصى قلادة را به گردن شخصى ديگر بياويزد ، مثل مدالى كه رئيس فدراسيون فلان رشتهء ورزشى به گردن قهرمانان مىاندازد . و بعدها از اين معناى محسوس توسعه يافته و در امور غير محسوس نيز
--> ( 1 ) - لسان العرب ، ج 3 ، ص 367 ؛ تاج العروس ، ج 2 ، ص 475 ، و . . . ( 2 ) - المصباح المنير ، ج 2 ، ص 197 ، مادّه قلد . ( 3 ) - مجازات نبويّه ، ص 257 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 8 ، ص 260 .